X
تبلیغات
کامران و هومن و هزارتا عاشق

کامران و هومن و هزارتا عاشق

" من اگه نباشم , کی برات قصه میگه تا بخوابی " " کی قایم میشه توی ابرا که راحت بتابی "

بیوگرافی هومن

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 15:44  توسط شیرین  | 

بیوگرافی کامران

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 15:16  توسط شیرین  | 

مسابقه ی ترجمه ی آهنگ (سنیوریتا)

حالا از شما دوستای گلم می خوام که این متن انگلیسی آهنگ سنیوریتای کامران و هومن رو معنی کنید و تو قسمت نظرخواهی برام بنویسید تا من اونو تو وبم به اسم خودتون بنویسم.

این یه مسابقه ست.پس عجله کنید که عقب نمونید.

من همه ی کسانی رو که توی این مسابقه شرکت کنن اسمشون و متن ترجمه شدشون رو تو وبم می نویسم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:21  توسط شیرین  | 

آهنگ بسیار زیبای کامران و هومن (سنیوریتا)

سینیوریتا نترس از عاشق شدن بیا اون با من
سینیوریتا دلت رو بسپر به من بیا اون با من
سینیوریتا نترس از عاشق شدن بیا اون با من
سینیوریتا بیا تو لیلی بشو مجنون با من
می ترسی قلبتو بشکنم من
یه روز ازت دل بکنم من
می ترسی توراه عاشقی
زیر قرارام بزنم من
فکر می کنی منم یه بی وفام
عاشقی رو می ذارم زیر پام
فکر می کنی منم یه روز برم
شب تا سحر بشی منتظرم
سینیوریتا نترس از عاشق شدن بیا اون با من
سینیوریتا دلت رو بسپر به من بیا اون با من
سینیوریتا نترس از عاشق شدن بیا اون با من
سینیوریتا بیا تو لیلی بشو مجنون با من
با من باشی غم نداری
با من باشی کم نداری
بامن باشی زمین و آسمون
حسودیشون می شه به عشقمون
با من باشی می ریم جای دور
تا خود خورشید تو قصر نور
با من باشی می بینی سرنوشت
من و تو رو می بره تا بهشت


every time i get next to you
i wanna make you feel the way that i do
baby if you only knew
hoe I love you, I need you and I'm never gonna let you go
but you think that it's all a lie-lie
that I would hurt you and make you cry - say what
don't you know that just ain't me
Cause I love you need you and I'm never gonna let you go

سینیوریتا نترس از عاشق شدن بیا اون با من
سینیوریتا دلت رو بسپر به من بیا اون با من
سینیوریتا نترس از عاشق شدن بیا اون با من
سینیوریتا بیا تو لیلی بشو مجنون با من

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:11  توسط شیرین  | 

اینم مصاحبه ی خواننده ی خوش صدای لبنانی (نانسی عجرم)

با سلام خدمت همه ي دوستان عزيزم . امروز مصاحبه ي بسيار زيباي رو نانسي عجرم خوندم كه دوست بسيار عزيزم سردار عشق به زيباي ترجمه اش كرده بود بد نديدم كه اون رو براي دوستداران اين خواننده ي محبوب و خوش صداي لبناني در اين وبلاگ بزارم .

 

                                     

 

نانسی بعد از موفقیت و شهرت وسیعی که بدست آوردی آیا فکر می کنی تو آلان بهترین خواننده در عالم موسیقی هستی؟

 

من اینجور که این مردم می گویند نیستم این که می گویند برایم اهمیت ندارد.

 

ولی تو جایزه بهترین خواننده را از مهرجان موسیقی عربی در دبی گرفتی؟

 

شاید این بهترین رد برای کسانی باشد که در توانایی هایم شک می کنند باشد من جایزه بهترین خواننده عرب را از انجمن داوران مهرجان و همچنین از مردم گرفتم و این بشترین چیزی بود که کمکم کرد.

 

رک و راست نظرت درباره آلبوم جدید نوال زغبی چیست؟

 

البوم جدید نوال زیباست خوشم آمد.

 

ولی نظرت درباره حرفی که گفته شده از وجود مشکلی بین تو و بین نوال زغبی چیست؟

 

بین من و نوال مشکلی نیست و همینگونه بین من و هر هنرمندی ولی شنیدم یکی از مجلات نوشته در بردن جایزه شک کرده است.

 

و الیسا چطور؟

 

فرق بزرگی بین اجرای من و الیسا هست در شخصیت و در روش و در راه اجرا و همچنین در طبیعت آهنگهایی که هر کدام می خوانیم.

 

و هیفا وهبی؟

 

اگر کلیپ های هیفا وهبی را ببینید میفهمید چیز کاملا متفاوتی از آنچه من ارائه می دهم می باشد هیفا روش خاصی دارد با تلاش برای آن و هر کدام از ما رنگ خاصی دارد ( همان هر گلی یه بویی داره).

 

پس آیا برای بدست آوردن موقعیت خواننده های بزرگ که از تو در خوانندگی پیشی گرفتند سعی می کنی؟


نمی شود این کار را بکنم و همانطور که گفتم هر خواننده ای یک رنگ خاص خود را دارد.

 

اختلاف بین تو و بین اصاله چیست ؟

 

مشکلی بین من و اصاله نمی باشد و این قضیه اینست که بین جشنی که در دبی برگزار شد جشن را عصبانی ترک کرد و نمی دانم سبب عصبانیت شدید او چه بود و شاید آنجا وقتش تنگ بود .

 

ولی گفتنه اند سبب عصبانیتش اینست که برایت جشن تولد گرفتند و برای او که روز تولدش مصادف با آن روز بود جشن نگرفتند؟

 

بعید می دانم این دلیل کوچک سبب عصبانیت اصاله شود در ضمن من نمی دانستم که روز تولدش مصادف آن روز بود و آهنگهایش را دوست دارم و جشن بعد از مراسم اعلام سوپر استار برگزار شد و او خواننده ای مهربان بخشنده است.

 

نانسی اخیرا آهنگی که دوست داری چیست؟

 

پی گیر تمامی آلبو هایی که اخیرا آمد بودم و نمی خواهم اسم های معینی ذکر کنم زیرا از بعضی از آهنگها خوشم آمد و از بعضی دیگر خوشم نیامد و نمی خواهم کسی از دستم ناراحت شود.

و قبل از شروع به خوانندگی دوست داشتم آهنگ های جورج را گوش دهم و همچنین از آهنگ هواک نجوی کرم خوشم می آمد.

 

رو راست آیا انصراف بعضی از خوانندگان بزرگ را اخیرا می بینی ؟

 

انصرافی وجود ندارد ولی نسل جدیدی هست که می آیند و مردم از آنها حرف می زنند و این دنیا اینطور است.

 

آیا فکر می کنی سبب موفقیتت اینست که تو هنرمند آزاد هستی و هنرت را منحصر نمی کنی همانطور که راغب علامه گفته است؟

 

اگر قرارداد انحصار فایده ای برایم داشته باشد پس من خلاف آن نیستم ولی فکر نمی کنم موفقیت من فقط به خاطر این باشد زیرا من به قرارداد انحصار ربطی ندارد بلکه کارهایم و شادابیم و حضورم و حرکات آشکارم تاثیر زیادی در موفقیتم دارد.

 

ولی اگر الان به تو پیشنهاد انحصار بدهند آبا می پذیری؟

 

الان بهتر است آزاد باشم و در همه شبکه های تلوزیونی و زمینی و فضایی حاظر شوم.

 

ولی با حضورت در تلویزیون المستقبل در آغاز زندگی هنریت آیا خصوصیتی را در نظر داری؟

 

تلویزیون المستقبل برتری های بسیاری دارد ولی مانع از ظهورم در شبکه های دیگر تلویزیونی نمی شود.

 

بعضی ها می گویند آهنگهای آلبوم جدیدت شبیه هم هستند نظرت در این باره چیست؟

 

با تمام احترام و قدر دانی از خبر نگاری که این حرف را زده برای همه تاکید می کنم آهنگهایم در آلبوم جدید کاملا متفاوت است است ولی همیشه بر حول یک محور می گردد و آن روح نانسی عجرم است.

 

قضیه بازیت برای تبلیغات یکی از شرکتهای آبهای گازدار در دوران اخیر چیست و اینکه مبالغ هنگفتی برای آن گرفتی؟

 

تصمیماتی بود بین من و بین شرکت تقریبا قبل از یک سال تا اینکه موافقت کردم بر پخش آگهی.

 

ولی گفته شده تو درخواست یک میلیون و صد هزار دلار کردی؟

 

نمی خواهم درباره مبلغ حرف بزنم فقط می خواهم بگویم آن آب را دوست دارم.

 

بمناسبت لغت مبلغ آیا درست است که ثروت زیادی در دوران اخیر بدست آوردی؟

 

خندان گفت : نچ نچ.

 

آیا به خانواده ات کمک می کنی؟

 

نه چون پدرم مسئول خرج خانه است و او این را قبول نمی کند و در بعضی اوقات که سعی می کنم خواهرم را کمک کنم مانع این کار می شود.

 

بگذریم با وجود علاقه ات به خانواده ات چه می کنی در حالی که دائم در سفری؟

 

سعی می کنم مادرم را در سفر همراه خود ببرم و او دوستم است اما خواهرم نادین عالم خاصی دارد وسلیقه هایمان افکارمان متفاوت است ولی این مانع از علاقه یمان به هم نیست وبرادرم نبیل همیشه سعی می کند قبل از هر شخصی با من باشد همیشه سعی می کنم منصرفش کنم.

 

آیا اگر با قصه عشق بر خوردی آیا به والدینت می گویی؟

 

بدون تردید به پدر و مادرم خواهم گفت به خاطر اینکه از بچگی عادت داشتم با آنها رک باشم.

 

چگونه روزت را بدون خوانندگی سر می کنی؟

 

معمولا ساعت ده و نیم بیدار نمی شوم و نماز می خوانم و صبحانه ام را می خورم و با نادی برای انجام تمرینهای ورزشی می رویم سپس به منزل باز می گردم و بعد از ظهر با مدیر برنامه هایم می نشینم و درباره کار با هم حرف می زنیم سپس سعی می کنم به دیدار بعضی از نزدیکان و دوستان بروم و شب را در خوانه ام هستم و اگر جشن داشته باشم بعد از آن به خانه بر می گردم و حمام می گیرم سپس والدینم را بیدار می کنم و با آنها در باره جشن حرف می زنم و هر چه گذشته است.

 

نانسی آیا می توانی غذا بپزی؟

 

طبعا و سرگرمی محبوبم پخت و پز است و دوست دارم خورشت و پلو جیگر بپزم همچنین زیاد درباره هنر آشپزی می خوانم.

 

غذای منزل را ترجیح می دهی یا غذای رستوران ها؟

 

طبعا غذای خانه ام و پلو را بسیار دوست دارم و در رستوران ها به ندرت غذا می خورم.

 

رک بدون پیچاندن موضوع بگو چه وقتی تاریخ تولدت است؟

 

16/5/1983

 

يعني برج ثور؟

 

همینطور است و تمام صفات برج ثور در من موجود می باشد.

 

نانسی از چه ممکن است بترسی؟

 

از مجهول و از فردا و آینده و چیزهای زیادی.

 

پرورش حیواناتی که بعضی هنرها را دارند دوست داری؟

 

حیوانات را جدا دوست دارم ولی در عمرم بزرگشان نکردم و شاید به خاطر کار های زیادم باشد
و می خواهم بگویم با وجود کارهای زیادم و من در بچگی شروع کردم ولی من بچگی خوبی داشتم.

 

  

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:8  توسط شیرین  | 

مصاحبه ی کامران و هومن (سال گذشته) در طپش

علی رضا امیر قاسمی : روی صحنه انرژی که به جود میارید چی می خورید که این انرژی رو به وجود میارید ؟

هومن : بیشتر وقت ها حتی غذا هم نمی خوریم !

امیر قاسمی : مواد مخدر چی ؟

هومن : به هیچ وجه ! سیگار هم نمی کشیم !

کامران : از هیچ نوع مواد مخدر استفاده نمی کنیم !

امیر قاسمی : مشروب نمی خورید ؟

کامران : یه ذره ! اونم تولد شما باشه !

هومن : اون طوری نیست که بگیم بچه ها شیشه رو بریم بالا !

امیر قاسمی : می دونید مثلا طرفدارانتون وقتی شمارو روی صحنه می بینن می گن الان کامران و هومن توپ توپن که اینجوری می زنن و می رقصن !

هومن : خوب ما با تلفن هم حرف می زنیم هی از این طرف اتاق می ریم اونطرف اتاق !

کامران : خوب بیشتر انرژی رو هم وطنان می دن و موسیقی ! مثلا یه آهنگ هست مثل منو ببخش هومن نشسته پیانو می زنه و خیلی ریلکس ! اما یه آهنگ هم هست

مثل من تورو می خوام که انرژی زیادی به آدم می ده !

امیر قاسمی : قضیه ی این رقص مایکل جکسون از کجا اومده ؟

هومن : خوب ما از بچگی به مایکل جکسون خیلی علاقه داشتیم ! البته کل خانوادمون دوستش دارن !

امیر قاسمی : قضیه ی این بازو بندی که روی بازوتون می بندین چیه ؟ آدم فکر می کنه که از این انتظامات ها هستید !

کامران : خوب اون علامت صلح که ما روی بازوهامون می بندیم !

امیر قاسمی : این رقصیدن روی صحنه و بالا و پایین پریدن ها همراه با خوندن سخته ؟

هومن : خیلی سخت تر از اینه که یه نفر همینجوری ایستاده یا نشسته می خونه ! مثل اینه که به یه نفر بگن بدو و حالا بخون !

کامران : خوب اینا حساب شده هم هستن ونیاز به تمرین زیادی داره !

امیر قاسمی : تو خونه کی شیطون تره ؟

هومن : تقریبا نوبتی شیطون می شیم ! بعضی وقت ها من و بعضی وقت ها کامران ! اما اگه دوتایی با هم شیطون بشیم که دیگه هیچی !

امیر قاسمی : اگه کسی خواهر شما رو ببینه و بعد بگه که این چقدر خشکله ناراحت می شین ؟

هومن : اگه بد بگه خوب هر کسی ناراحت می شه ! اما اگه همینجوری بگه این چقدر خشکله خوب خوشحال هم می شم و می گم این خواهر منه !

در کل بستگی به نوع گفتنش داره !

امیر قاسمی : آشپزی تون چطوره ؟

هومن : خوبه !

امیر قاسمی : همه چیز بلدین درست کنین ؟

هومن : آره ! قورمه سبزی ! فسنجون !

کامران : مادرمون بیشتر اصرار کرد که ما یاد بگیریم که اگه یه روزی من نباشم شما بتونید یه چیزی برای خودتون درست کنید !

امیر قاسمی : وقتی کامران آشپزی می کنی تو چی کار می کنی ؟

هومن : من می خورم ! ظرفارو می شورم !

امیر قاسمی : خونه رو خودتو بهش می رسین ؟

کامران : خوب آره ! اما این روزا پدرمون باهامون هست و کمکمون می کنه !

امیر قاسمی : این اخلاق رو دارید که مثلا لباسانتون رو پرت کنید رو تختتون و بعد برید ؟

کامران : آره ! خیلی وقتا این کار رو می کنیم !

امیر قاسمی : کی لباساشو بیشتر تا می کنه و آویزون می کنه ؟

کامران : هومن !

هومن : نه ! شاید یکی بیشتر از کامران !

امیر قاسمی : خوب می دونم که هر کدومتون یه دوست دختر دارید ! چون هر کسی تو زندگیش یه عشقی داره ! اما حالا به فکر ازدواج هستید ؟

هومن : نه اصلا ! اما نه این که هیچ وقت ! فعلا اصلا تو فکرش نیستیم !

کامران : من تو فکرش هستم ! اما امشب که دیر شد !

امیر قاسمی : فکر می کنید که یه روزی یه زن رابطه شما رو به هم بزنه ؟

هومن : نه ! هیچ وقت !

امیر قاسمی : فکر می کنید که یه روزی هر کدومتون یه آلبوم جدا وارد بازار کنید ؟

کامران : اصلا تو فکرش نیستیم !

هومن : ما به هم نزدیکیم چون برادر و رفیقیم ! نه به خاطر این که خواننده ایم !

امیر قاسمی : دعواتون نمی شه ؟

هومن : نه ! اصلا !

امیر قاسمی : اختلاف سلیقه ندارید ؟

هومن : نه اصلا ! مثلا ما می ریم فروشگاه لباس بگیریم ! کامران می گه من از این لباس خوشم میاد ! من بهش می گم کامران این بهتره !

کامران هم می گه آره من دنباله همین بودم !

امیر قاسمی : حرف آخر رو کی می زنه ؟

کامران : منو هومن می دونیم که چقدر می دنیم و چقدر نمی دونیم ! به خاطر همین همیشه با هم مشورت می کنیم و حرف آخر رو با هم میزنیم !

امیر قاسمی : سخنگو بیشتر کیه ؟

هومن : کامران ! اما اون چیزی رو می گه که با هم تصمیم گرفتیم که بگیم !

امیر قاسمی (با خنده) : پس تو بیشتر مرد عملی !

امیر قاسمی : بیشتر چه وقتی اضطراب دارید ؟

کامران : بیشتر یک دقیقه قبل از این که بریم روی صحنه ! مثلا ما کلی سفارش کردیم میریم رو صحنه می بینیم میکروفون خرابه یا باطریش تموم شده یا می ترسیم نوازنده اونجایی که باید بزنهنزنه و ... ! به خاطر همین تا بریم رو صحنه منو هومن مثل برف پاک کن ماشین هی می ریم اینور می ریم اونور ! اما وقتی می ریم رو صحنه اضطرابمون تموم می شه ! اما اگه خدایی نکرده بازم مشکلی باشه همونطوری دیگه ادامه می دیم !

امیر قاسمی : حرفی ندارید برای گفتن که گفته نشده باشه ؟

کامران : نه ! فقط بگم ما تا سال دیگه بیست تا کنسرت داریم و مردم می تون بیان و ما در اونجا در خدمتشون هستیم و کوچیکشونیم ! اینجا جا داره از سعید صیام ، رامین زمانی عزیز که قبل از این که بیایم تو گروه بلک کتز تو یه گروه دیگه بودیم به نام پرواز و از اونجا دیگه ما با هم یکی شدیم ! بعد تو گروه بلک کتز آهنگ سوگند ، نسل عشق ، نرو نگو نمی شه ، لیلی و بگو منو کم داری را ساخت و توی آلبوم بیست هم خیلی زحمت کشیدن ! و مریم حیدرزاده عزیز ! در واقع این تیمی که با ما بودن ! واقعا نمره ی ۲۰ رو باید به این عزیزان داد !

خوب اینم ۱ مصاحبه ی خوب و عالی البته کم از هومن و کامران گل!

من اینجا جا داره از آرش خان گل تشکر کنم.

خوب دیگه فعلا تا بعد:...

bye bye!!!

I LOVE YOU SO MUCH!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 15:58  توسط شیرین  |